دختران امروز

  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

قصه های من

18 اردیبهشت 1402 توسط حكيمه دشت آبادي
خدابیامرزه پدربزرگم رو یه کم تندخو بود، برای همین بچه ها زیاد دور و برش نمی رفتند، برعکس مادربزرگم خیلی مهربان و به اصطلاح دست و پاگرمو تو دهن گرم بود. آخرای هفته جای همه نوه ها خونه پدربزرگ بود. 🌻 🏀یک روز که همه اونجا در حال توپ بازی بودیم. پسرخالم شوت… بیشتر »
 نظر دهید »
اردیبهشت 1402
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          

دختران امروز

  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • قصه کوتاه
  • پندآموز

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس